
    <rss version="2.0">
      <channel>
        <title>Shahram Rahimian</title>
        <link>http://www.shahramrahimian.com/</link>
        <description>
          Syndication feed for 5 latest articles from www.shahramrahimian.com
        </description>
  
        <item>
          <title>
             لحظه هایی هستند به سنگینی تاریخ، لحظه هایی هستند که خود تاریخند.
          </title>
          <description>
             شماری چند تاریخ  می خوانند
شماری چند تاریخ  می نویسند
شماری چند تاریخ  می نگرند
شماری چند تاریخ  می ربایند
شماری چند تاریخ  می زییند
شماری چند تاریخ  می سازند
شماری چند تاریخ  می فریبند
.
.
.
اما 
شماری چند نامی ننگ در تاریخ می گذارند
و
شماری چند به نیکنامی در تاریخ می مانند
          </description>
          <link>
             http://www.shahramrahimian.com/article.aspx?id=76
          </link>
          <pubDate>
             Thu, 27 Aug 2009 10:23:34 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             Wem die Nachtigal singt
          </title>
          <description>
             Ich will nicht Robin Hood sein
Machtmensch der Nationen, Annan sein
Mit Bush in den Krieg ziehen
Mit Schuhmacher rumkreisen
Mein Bett mit Madonna teilen



          </description>
          <link>
             http://www.shahramrahimian.com/article.aspx?id=72
          </link>
          <pubDate>
             Sun, 24 Dec 2006 07:02:51 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             از بخت به مقصود رسد حافظ این بار 
          </title>
          <description>
             سه- چهار سال پیش که پرشین بلاگ تازه راه افتاده بود، یکی دوماهی صفحه‌ای داشتم به نام جهان از پشت عینک ادبیات که با نام مستعار نیما گهگداری مطلب کوتاهی در آن منتشر می‌کردم. یکی از آن مطالب، داستانی بود از اریش کستنر، که چون اصلش را در اختیار  نداشتم، با یاد خوشی که از آن در ذهنم بود، روی کاغذ  دوباره اختراعش کردم؛ تا چه اندازه به اصل شباهت دارد را نمی‌دانم. امروز که سایت خبری هفتان  www.haftan.com  یادی کرده از اریش کستنر، دیدم  بی‌مناسبت نیست که همان مطلب کوتاه را در سایتم بگذارم.    
          </description>
          <link>
             http://www.shahramrahimian.com/article.aspx?id=67
          </link>
          <pubDate>
             Sat, 04 Mar 2006 00:18:20 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             یادداشت ضروری
          </title>
          <description>
             در باران شماره ده، خانم شهرنوش پارسی پور یادداشتی بر داستان مردی در حاشیه نوشته اند که به توضیح کوتاهی نیاز دارد:

آقای قریشی تمایلات جنسی خاصی دارد که به ظاهر با گرایشات سکسی آدم های پیرامونش سازنگار نیست. او دارد زیر فشار آنچه می خواهد باشد و نمی تواند باشد له می شود. او محصول محیط تعصب آلودی است که در آن خرده گرفتن مرسوم، حرف مفت زدن رایج، حق به جانب بودن متداول و مسخره کردن معمول است. او شخصیتی دارد پاره پاره شده و هر پاره در جدال با یکدیگر...
          </description>
          <link>
             http://www.shahramrahimian.com/article.aspx?id=65
          </link>
          <pubDate>
             Tue, 21 Feb 2006 14:37:31 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
        <item>
          <title>
             ترجمه ی آزاد شعری از راینر ماریا ریلکه
          </title>
          <description>
             .   

            
پلنگ
گذر مدام میله‌ها از مقابل دیدگان 
نگاهش ‌چونان خسته که میله‌ها  در خیالش جدار
انگار وجود دیوارِ هزار میله
پندارد نیست جهانی  پشتِ آن هزار

 			گرچه خرامش به گِرد خُرد قفس
نشان دارد از رقصی‌ پر جلال
نیست ارادی  پنجه سودن‌هاش
که اقتداری ندارد شعور در مدار ملال

به ندرت اگر حجاب غفلت از قرنیه رود کنار
و نقشی شود از میان میله‌ها آشکار
چرخی زند نقش در جسم کوفته‌اش
به دل که اما رسد، نماند عمر نقش پایدار

          </description>
          <link>
             http://www.shahramrahimian.com/article.aspx?id=63
          </link>
          <pubDate>
             Thu, 12 Jan 2006 12:57:28 GMT
          </pubDate>
        </item>
  
      </channel>
    </rss>  
  
