|
|
لحظه هایی هستند به سنگینی تاریخ، لحظه هایی هستند که خود تاریخند.
|
شماری چند تاریخ می خوانند شماری چند تاریخ می نویسند شماری چند تاریخ می نگرند شماری چند تاریخ می ربایند شماری چند تاریخ می زییند شماری چند تاریخ می سازند شماری چند تاریخ می فریبند . . . اما شماری چند نامی ننگ در تاریخ می گذارند و شماری چند به نیکنامی در تاریخ می مانند
مطلب کامل
|
Wem die Nachtigal singt
|
Ich will nicht Robin Hood sein Machtmensch der Nationen, Annan sein Mit Bush in den Krieg ziehen Mit Schuhmacher rumkreisen Mein Bett mit Madonna teilen
مطلب کامل
|
از بخت به مقصود رسد حافظ این بار
|
سه- چهار سال پیش که پرشین بلاگ تازه راه افتاده بود، یکی دوماهی صفحهای داشتم به نام جهان از پشت عینک ادبیات که با نام مستعار نیما گهگداری مطلب کوتاهی در آن منتشر میکردم. یکی از آن مطالب، داستانی بود از اریش کستنر، که چون اصلش را در اختیار نداشتم، با یاد خوشی که از آن در ذهنم بود، روی کاغذ دوباره اختراعش کردم؛ تا چه اندازه به اصل شباهت دارد را نمیدانم. امروز که سایت خبری هفتان www.haftan.com یادی کرده از اریش کستنر، دیدم بیمناسبت نیست که همان مطلب کوتاه را در سایتم بگذارم.
مطلب کامل
|
ترجمه ی آزاد شعری از راینر ماریا ریلکه
|
.
پلنگ گذر مدام میلهها از مقابل دیدگان نگاهش چونان خسته که میلهها در خیالش جدار انگار وجود دیوارِ هزار میله پندارد نیست جهانی پشتِ آن هزار
گرچه خرامش به گِرد خُرد قفس نشان دارد از رقصی پر جلال نیست ارادی پنجه سودنهاش که اقتداری ندارد شعور در مدار ملال
به ندرت اگر حجاب غفلت از قرنیه رود کنار و نقشی شود از میان میلهها آشکار چرخی زند نقش در جسم کوفتهاش به دل که اما رسد، نماند عمر نقش پایدار
مطلب کامل
|
از من تا من
|
در تنگناى آينه هاى متقابل میان تنهاى تنها در تكرار بى پايان منها نديدم منى كه من باشم
مطلب کامل
|